مدیر سایت:
رضا پاشانجاتی
مربی و داور رسمی
فدراسیون شطرنج ایران
شماره جهت ارسال پیام کوتاه:
09155080696
آن شه شطرنج كه دل را مات كرد.
آن شه شطرنج كه دل را مات كردبراي لحظهاي به بيست و پنج سال پيش برگشت. غروب سرد و دلگيري كه مادرش او را براي بازديد از نمايشگاهي درباره شطرنج برده بود. از ميان مجسمههاي شطرنجبازان بزرگ، پوسترها و عكسها و نوشتهها، يك طرح ساده بيش از همه نظرش را جلب كرده بود: يك مهندس مجارستاني در حدود دويست سال پيش دستگاهي به نام تروك را براي ماريا ترزا ملكه اتريش ساخته بود كه با او شطرنج بازي ميكرد. اما در اصل يك استاد شطرنج در محفظه زيرين اين دستگاه نشسته بود و حركات بازي را انجام ميداد.
نكتهاي كه براي كاسپارف بسيار جوان جالب بود و بسياري از مواقع از به يادآوري آن به خنده ميافتاد، اين بود كه اگر ملكه متوجه حقه دستگاه ميشد، حتماً موقعي كه در بازي در موقعيت بدي قرار ميگرفت، يك تيپا حواله استاد بيچاره نهان در دستگاه ميكرد و بيچاره استاد، هر وقت حركت خوبي را انجام ميداد، در حالي كه لبخندي بر لبانش مينشست، خودش را طوري جمع جور ميكرد كه از تيپاي ملكه در امان باشد.
نوبت حركت او بود. دوربينهاي زيادي در اطراف، مسابقه او و ديپبلو را براي پخش در سراسر جهان ضبط ميكردند. پيش از اين بيست و چهار بار با كارپف رقيب ديرينهاش بازي كرده بود. طريقه فكري و سبك بازي او را ميدانست. تمامي بازيهاي او را دهها بار بازبيني و تحليل كرده بود. اما از ديپبلو، اين غول فلزي - سيليكوني چيز چنداني نميدانست. ميدانست كه متخصصان آيبيام از سوابق بازيهاي اين ابَررايانه، همچون اسناد بسيار محرمانه نظامي مراقبت ميكنند.
زمان گذشت. همه منتظر حركت او بودند. سعي كرد حواسش را متمركز كند. اما دانستن اينكه ميليونها نفر همين حالا در پاي تلويزيونها و كامپيوترهايشان منتظر حركت او هستند، اندكي تمركزش را بر هم زد. ميدانست كه خيليها منتطر يك حركت ناپخته از او هستند تا با تيتر درشت اعلام كنند كه انسان به ماشين باخت. سالها بود كه نباخته بود. در واقع از بيستودوسالگي قهرمان جهان بود و اين قهرماني را اغلب كارپف به او هديه كرده بود. براي يك لحظه آرزو كرد كاش حالا هم كارپف در برابرش نشسته بود. نه براي اين كه باز هم از او ببرد. براي اينكه بتواند بازتاب حركت بعدي خود را در چهره و حركات او بخواند. اما... .
ميدانست كه در برابر سرعت سرسامآور محاسبات ديپبلو حرفي براي گفتن ندارد. اما يك سال پيش كه بازي را از اين ماشين برده بود هم، سرعت آن قابل مقايسه با سرعت انسان نبود: ارزيابي يكصد ميليون وضعيت در يك ثانيه. در فاصله اين يك سال يكصد ميليون ديگر به آن اضافه شده بود. در هر صورت براي او چه فرقي ميكرد؟ يكصد ميليون يا دويست ميليون؟ او فقط به استعداد و خلاقيت انساني خود اميد داشت. اما آيا استعداد و توانايي انسان هم مانند ماشين هميشه يكسان و آماده به كار است؟
اين چيزي بود كه ذهنش را مشغول كرده بود و اين كه آيا اساساً انسان هميشه ميخواهد از همه استعدادهايش بهره گيرد. به ياد جملهاي افتاد كه سالها پيش در رماني خوانده بود: <آهو نه تنها بايد مواظب دام باشد، بلكه بايد مراقب وسوسههايي در درونش باشد كه او را به طرف دام ميكشاند.> و او شايد بيش از هر كس مفهوم اين وسوسهها را ميدانست. بيش از پانزده سال بر بام شطرنج جهان ايستاده بود. شادترين روز زندگي او، روزي بود كه در 1984 براي اولين بار در برابر كارپف پيروز شد و قهرماني جهان را به دست آورد. از آن پس تنها، پيروزي را تكرار كرده بود، اما از آن شادي اوليه ديگر خبري نبود. وسوسه آمده بود؛ حلقههاي تودرتوي دام پهن شده بود!
سرانجام حركتش را انجام داد... تنها ثانيهاي كافي بود دريابد كه اگر حالا كارپف در برابرش نشسته بود لبخندي از سر شادي بر لبانش مينشست و با لذت خودش را در صندلي جابهجا ميكرد. آري خودش پيش از هر كس دريافته بود كه حركتش ناپخته بود.
ديپبلو اما، خاطرهاي نداشت. نه مادري كه او را به نمايشگاهي ببرد و نه رقيبي كه از هماوردي با او بهراسد و يا لذت ببرد. نه قهرمان جهان شدن را ميفهميد و نه عادي شدن قهرمان جهان بودن را. نميدانست كه با اين حركتِ كاسپارف و حركتِ بعدي خوش، رسانهها تيتر خواهند زد كه ماشين در برابر انسان پيروز شد؛ نميدانست كه فردا سهام آيبيام 5/2 درصد افزايش خواهد يافت. نميدانست كه مديران ايبيام تقاضاي كاسپارف را براي تكرار بازي در سال بعد نخواهند پذيرفت، آن گونه كه كاسپارف تقاضاي آنها را پس از بُرد سال قبل پذيرفته بود؛ نميدانست دام كدام است و وسوسه كدام؟ و ... .
يك ثانيه گذشت. دويست ميليون وضعيت را بررسي كرد. و يك ثانيه ديگر. كافي بود. رسانهها تيتر زدند: انسان در برابر ماشين باخت.
ارسال شده در مورخه : شنبه، 27 فروردين ماه ، 1390 توسط reza
مرتبط با موضوع : کارتونهای خوزه دیاز-رویاروییهای دو جانبه [پنجشنبه، 28 ارديبهشت ماه ، 1391] اگدشتین، ملی پوش شطرنج و فوتبال نروژ!! [پنجشنبه، 28 ارديبهشت ماه ، 1391] چاپ یک مقاله شطرنجی در فصل نامه حرکت [شنبه، 23 ارديبهشت ماه ، 1391] سالروز شکست انسان در برابر ماشین [شنبه، 23 ارديبهشت ماه ، 1391] کتاب شطرنج برای ببرها [دوشنبه، 18 ارديبهشت ماه ، 1391] قهرمان جهان پسر دار شد [يكشنبه، 21 فروردين ماه ، 1390] حراج صفحه و مهره بازی سوم جدال قرن [پنجشنبه، 18 فروردين ماه ، 1390] حجتالاسلام حيدر مصلحی، وزیر اطلاعات: [شنبه، 6 فروردين ماه ، 1390] ویکتور کورچنوی ۸۰ ساله شد. [شنبه، 6 فروردين ماه ، 1390] قهرمانان مرد ايران تا سال 1380 [يكشنبه، 22 اسفند ماه ، 1389]برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید . |
امتیاز دهی به مطلب
تعداد آراء: 0 انتخاب ها
|