خوش آمديد!
03:38 سه شنبه 2 خرداد ماه ، 1391
معرفی مدیرسایت

مدیر سایت:

رضا پاشانجاتی

مربی و داور رسمی

فدراسیون شطرنج ایران

reza_pashanejati@yahoo.com

شماره جهت ارسال پیام کوتاه:

 09155080696

مترجم سایت
       
       
       


منوی اصلی
نظرسنجی
فاتح مسابقه قهرمانی جهان کیست ؟

بوریس گلفاند
ویشی آناند



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 30
نظرات : 0
رویدادهای برگزار شده
 


قهرمانی رده های سنی سال 90 ایران

پسران:   8 سال   10 سال    12 سال

            14 سال    16 سال    18 سال


دختران:
 
8 سال   10 سال    12 سال

           14 سال    16 سال    18 سال

بابي فيشر، در مقابل دنيا



بيش از سه سال از مرگ بابي فيشر گذشته اما تنها اثري كه تا كنون به چاپ رسيده است، زندگي نامه قهرمان جهاني سابق شطرنج است. علاقه به او همچنان به قوت خود باقيست و مردم همچنان داستان زندگي او را بيان مي كنند. 5 جولاي اولين شب نمايش فيلم جديد و استثنائي مي باشد كه در آخرين مجله شطرنج از آن ياد شده. مجله  در سال 1935 توسط بي اچ وود منتشر شد و بيش از 15 سال است كه منتشر مي شود. هر ماه توسط مركز شطرنج لندن به چاپ ميرسد و توسط جان ساندرز ويرايش شده و براي چاپ آماده مي شود. سر دبير آن مالكوم پين است كه شطرنج كلاسيك لندن را سازماندهي كرد.

مجله شطرنج در 75سالروز نشر آن چاپ گرديد و در جنگ عناوين بسيار جالبي را در دسترس خوانندگان chessbase.comقرار داد. اين مجله يكي از معروفترين انتشارات انگليسي زبان در زمينه شطرنج است كه با فرمت A4رنگي به چاپ ميرسد.

فيشر در مقابل دنيا

جان ساندرز، فيلم در دست تهيه " بابي فيشر در مقابل دنيا- پخش در جولاي-"را پيش نمائي ميكرد. اكثر ما بر اساس شواهدي كه براي اظهار نظر كافي نيستند، در خصوص فيشر اظهار نظر ميكنيم. براي مثال بريتز قبل از اينكه فيشر در سال 1972 شهرت جهاني پيدا كند، كه تنها با خواندن زندگينامه و عناوين مجله شطرنج با او آشنا شده بود، به او علاقمند شد.

اولين چيزي كه از فيشر شنيدم مصاحبه جيمز بروك در شبكه BBCبود كه مدتي پس از مسابقه 1972 انجام شده بود. بيشتر ما طرفداران شطرنج از آن زمان به بعد كتاب " 60مسابقه جالب من" را مطالعه كرده ايم و از اين راه با فيشر متفكر بزرگ شطرنج آشنا شده ايم. اما آن كتاب اگرچه از هر لحاظ عالي به نظر مي رسد، اما فقط در حيطه شطرنج بوده و توضيح بيشتري در مورد فيشر ارائه نميداد و براي شناخت بيشتر فيشر ما به ناچار بايد به زندگي نامه اي كه توسط فرانك برادي و ديگران تهيه شده و عناوين مجله شطرنج و مصاحبه گوياي جيمز بروك تكيه كنيم.

يكي از نكات جالب در داستان زندگي فيشر اين است كه زندگي او نيز به نظر فراز و نشيبهائي داشته. حكايت يك رمان يا فيلم با ارتقائي قابل توجه تا ریک یاویک 1972 و پس از آن تنزلي دلخراش. بدين ترتيب هر كسي نه فقط فيلمنامه نويس و فيلمساز، خود را غرق در مقايسه فيشر، شخصيتش را در زندگي واقعي مثل فيلمهائي كه از  شهروند كين، جورج بست و يا محمدعلي ساخته شد مورد قضاوت قرار ميدادند. داستاني است پر از " چه مي شود؟" ها ... و "چرا؟ها" كه آنرا جذابتر مي كند.

با حركت پشت زندگينامه فيشر اثر فرانك برادي endgame ، بازنويسي شده توسط سين ماش ( موضوع آوريل مان) به اين مستند 92  دقيقه اي ميرسيم (بابي فيشر در مقابل دنيا) كه طبق برنامه در 15 جولاي در  انگلستان عرضه مي شود.كارگردان آن نامزد جايزه فرهنگستان (آكادمي)، امي وينينگ ليزارباس كم و بيش داستاني را نمايش ميدهد كه جزئياتي از مسابقه سال 1972 را برملا مي سازد قبل از تلاش فيشر براي آمادگي در مات شدن در زندگي منزويانه اش در ریک یاویک . هيچ صدائي بر روي فيلم كار نشده اعم از صحنه فيلم به همراه قطعه هائي از مصاحبه با افراديكه فيشر را مي شناختند؛ انتظار ميرفت كه تفسيري از زندگي و كار فيشر باشد. فيلم كم و بيش يك روخواني معمولي از زندگي بابي فيشر و پيشرفت سريع او در شطرنج و ماهيت تربيتي خاص او در ریکیاویکمي باشد كه به جزئيات قابل ملاحظه اي در طول دوره غير قابل نفود 1972 و عقب نشيني او از دنياي شطرنج اشاره دارد.

 

 

 

مصاحبه شوندگان

يك فرد كليدي كه در فيلم از او مصاحبه شده، لاري اوانس منتقد بذله گوئي است كه متأسفانه دار فاني را وداع گفته است. هنگاميكه صحبت مي كند شديدا" براي فيشر متأسف ميشويد كه در دوران جواني ، زمانيكه نيازمند كسب تجربه بود آنطور كه شايسته بود به گفته هاي ايوانتز توجه نكرد. اين احساسي بود كه خود فيشر نيز در بخش پاياني فيلم، در زندگي خود طي خاطره اي به نقل از دوران جواني، به آن اشاره كرد. او گفت : " كه علاقمند به ساختن آهنگي بوده و به ايوانتز گفته بود كه ساعتها مي نشيند و به مغزش براي نوشتن ( ساختن) آهنگ فشار مي آورد اما چيزي به ذهنش خطور نمي كند."و ايوانتز پاسخي دندان شكن به او با اين محتوا ارائه ميدهد " به اين خاطر است كه تو زندگي نميكني"... فيشر وقتي داستان را تعريف ميكرد، حق را به ايوانتز داده و خنده تلخي كرد. اين امر دو چيز را به اثبات ميرساند كه شايد از آن مطلع نبوديم: 1- فيشر به اندازه كافي معقول و منطقي بود كه به گذشته برگردد و اشتباهاتش را بشناسد 2- اين خود مي تواند سبب شود كه فيشر خود را مورد سرزنش قرار دهد. نمونه هائي از بي باكي و خودستائي هم ديده مي شود. فيشر قادر بود هم مثل شخصيت آهنگ ( I did it my way) هرطور كه خواستم انجام دادم- باشد  و هم مخالف آهنگ فرانسوي (Je ne regretted) از چيزي پشيمان نيستم- باشد.

گرچه موضوع اينوانتز را نبايد ناديده گرفت، زيرا نقش بزرگي در انتشار خارق العاده " 60بازي جالب من " ايفا كرد. آنهائي كه داستان فيشر را از دورنماي غير شطرنجي بيان مي كنند، اغلب اين كتاب قابل توجه را كه موفق به كسب عنوان برنده جهاني شد، رد مي كنند به خاطر اين انديشه كه " فيشر همه استعدادهايش را به كار نبرد همزمان با آن بايد اعتراف كنيم كه فيشر سبب شد شطرنج حدود 10سال تغيير شگرفي كند كه دور از ذهن مي نمود. (در آن زمان)

يكي ديگر از مصاحبه شوندگان موثر يك آمريكائي بود به نام آنتوني سيدي. در آن زمان، پيش از سفر فيشر به ریکیاویک، فيشر از غوغاي رسانه ها به خانه سيدي ، جائي كه سيدي با پدرش زندگي ميكرد، پناه برد. ناگهان سيدي خود را به عنوان سخنگوي فيشر بر پله هاي خانه اش يافت و همزمان با آنكه از پدرش كه از  بيماري مهلكي رنج ميبرد پرستاري ميكرد، مسئوليتش سنگينتر شد. در فيلم، سيدي از دو زمان 1972 و زمان حاضر سخن ميگويد و شهادت او گواهي منطقي و گويا به نظر ميرسد.

براي من جالبترين فرديكه مصاحبه شد، عكاس اسكاتلندي ، هري بنسون است. كسي كه به دليل نزديكي اش با فيشر، جزئيات بيشتري از زندگي فيشر را در اختيارمان قرار داد. اين نزديكي اطمينان و اعتماد دوطرفه اي را ايجاد ميكرد، چيزي كه براي يك عكاس حرفه اي اصلي اساسي است. توانائي بنسون در جلب اعتماد سوژه هاي عكاسي اوست. بنسون قبل از مسابقه ریکیاویکاز آمادگي جسماني فيشر در وزنه زدنش در باشگاه، شناكردن در استخر، ديدن مناظر زيبائي از مناطق دورافتاده ايسلند عكسبرداري نمود و همچنين گرفتن عكسهاي خصوصي ديگر...  بنسون از علاقه فيشر به دشت و صحرا و حيواناتي كه در آن حوالي ميديد صحبت مي كرد. اين بخش از طبيعت فيشر مي تواند خبر جالب توجهي باشد؛ با درنظر گرفتن پيش زمينه زندگي فيشر اين سوال به ذهن ميرسد كه آيا فيشر در ادامه زندگيش كوشيد تا با طبيعت ارتباط برقرار كند؟

بر خلاف تحملي كه فيشر در مقابل دوربين بنسون از خود نشان ميداد، نسبت به دوربينهاي فيلمبرداري كه به او اشاره داشتند، كم تحمل مي نمود كه همه اين تغييرات پس از بازي سوم در او نمودار شد.

عليرغم انزواي او (فيشر) از خبرنگاران، به نظر ميرسيد كه به مهارتش در ورزش و تناسب ظاهريش، افتخار ميكرد. گو اينكه دكتر ديك كاوت در مصاحبه تلويزيوني مشهور  Chat Showبا فيشر، او را مورد تمجيد و تعريف قرار داد. در برابر اين سوال كاوت از فيشر كه " اگر يك شطرنجباز جهاني نامي نبودي، چه مي كردي؟" او پس از اندكي تفكر اعلام كرد:  احتمالا" يك ورزشكار خاص در رشته اي ميشد كه كمتر رواج داشت.

براي مردم و بينندگان و همچنين مجري، شنيدن اين حرف كمي عجيب به نظر ميرسيد . به عنوان يك فرد طراز اول در شطرنج، فيشر در طول زندگيش به عناوين زيادي ناميده مي شد كه geek(بازيكن بالماسكه با ماسك منقاردار) و nerd(تودرتو) مشهورترين آن بود. تماشاگران به جز كاوت  به ادعاي فيشر در مورد "ضرورت آمادگي (ورزش) جسماني براي كسب امتياز بيشتر درمسابقات"، با صداي بلند خنديدند اما فيشر مانند يك فرد خونسرد عمل كرد. اما عكس العمل تماشاچيان فقط فقدان فرهنگ شطرنج عامه مردم امريكا را مورد تأييد قرار داد.

كاوت در مصاحبه اي ارزيابي منطقي و زيركانه اي از مصاحبه قبلي اش ارائه داد. اگرچه اندك زماني در مقابل فيشر قرار گرفت، اما تجربه زيادش در برخورد و رفتارش در Tonight Showكه روبه روي مشاهير و صاحبان مقام زيادي قرار گرفت توانائي او را در شناخت انسانها بالا برد. كاوت از شخصيت فيشر خوشش آمده بود.

فيشر به نوع خودش به طور معقولي در صندلي داغ  Tonight Showآرام به نظر مي رسيد. بهترين پاسخها را ارائه داد و صريح و واضح واژه ها را به كار ميبرد. در اين مصاحبه و مصاحبه جيمز بروك همه فيشر را براي اولين بار با روي باز مي ديدند. كمروئي دوستانه اي كه او در برخورد با مجري بروز داد، با سرسختي و بدخلقي شخصيتي او در رفتار اداري ( كه از او خوانده بوديم) همخواني نداشت. فيشر را در هيبت يك ورزشكار مطرح مي بينيم كه در موقعيتها، به اين گونه رفتار مي كرد: با واژه ها راحت نيست، با هر سوال راحت برخورد ميكرد ولي در مسائل عمومي كمي خجالتي است.

از گري كاسپاروف نيز در اين فيلم مصاحبه شد. او فرد مهمي است كه همانند فيشر قهرمان بزرگی است. كاسپاروف چهره اي را به نمايش گذاشت كه هر فرد با سخت كوشي خواهد توانست اورست شطرنج را فتح نمايد.

كاسپاروف شاهد ارزشمندي است بر تلاش فيشر در راه رسيدن به افتخاراتش است كه او (كاسپاروف) متواضعانه برآن صحه گذاشت. اين امر سبب شد كه مردم بر اين انديشه كه "فيشر بهترين است" به دليل اينكه از صفر آغاز كرده و به اين درجه رسيده، معتقد شوند.

از ديگر مصاحبه شوندگان مي توان به سوزان پولگار (بطور اختصاري درباره زندگي  فيشر در طول اقامتش در بوداپست، توضيح داده) سم سولان، ( خبرنگار روزنامه شطرنج، كسي كه گفت: فيشر در يك چشم به هم زدن قادر بود كليه حواشي روزنامه شطرنج را بخواند)، نويسندگانی چون ديويد ادموندز، مالكوم گلادول كه تحقيقات قابل توجهي در مورد فيشر در اختيارمان قرار دادندو وكيل خصوصي فيشر پل مارشال و راسل تارگ برادر ناتني فيشراشاره کرد.

فيشر بعد از ریک یاویک

موسيقي فيلم (بدون گفتار) بدون جلب توجه از علاقه به موسیقی  پاپ معاصر حكايت مي كند. اما يك جابه جائي تا حدودي خوشاهنگ و مرموزي وجود دارد كه با دقت به آن، فراز و فرود زندگي فيشر را به منصه ظهور مي رساند. چهره مشهور جهاني خود را به كالاي قابل عرضه اي مبدل مي سازد كه خواست و توانست بهايش را در جهت حمايت تبليغات حفظ نمايد.

فيلم به مصاحبه شوندگان و صحنه ها اجازه داد تا داستان را بيان كنند بگونه اي كه اختیار بييندگان را به دست خود نگيرد تا آنچه دوست دارد به آنها متقاعد كند. اغراق آميز و غير واقعي نمي نمود. اين خود نشان دهنده اين است كه هوشمندانه تهيه شده تا نتيجه گيري خود را ترسيم نمايد.

در پايان فيلم به خانه اول باز ميگرديم البته با تأكيد كمتري بر برداشت خودمان از زندگي فيشر. اين امكان فراهم مي شود كه با ديدي بازتر به فيشر بنگريم.

در مصاحبه اي فيشر نيز به خانه اول بازميگردد و اعلام مي دارد كه اولين بازي شطرنج او مقابل خودش بوده (در ریکیاویک) و از آن پس وقت بيشتري را به بازي با خود اختصاص داد. و اين خود دليل ثبات او بعد از ریکیاویکمي باشد كه به رغم تغيير محيط پيرامون، او دست به بازشناسي اين تغييرات نزد. فيشر به ثروتي عمومي تبديل شد كه كاملا" براي ايفاي نقش تحميل شده، نامناسب مي نمود. يك اينكه سرسختي و لجاجت و بي اعتمادي و عدم مبارزه او با مشكلات پيش روي، او را از كارهائي كه يك فرد مشهور در راستاي نجات خود بايد انجام مي داد محروم ساخت. و به دليل عدم توجه به نصايح نتوانست شايستگي خود را در زندگي تجاري به دست آورد.

مقاومت در برابر مسائل بغرنج پيش روي او، فيشر را در موقعيت ناخواسته يك فرد مشهور، مجبور به تمركز دوباره بر تلاش مضاعف در شطرنج مي كرد. تلاشي كه در مواجهه با مشكلات، او را به گفته خود، در حال بازي ديگري در شطرنج قرار مي داد. اگر به مجموعه " شروع بازي" او نگاهي بيندازيم، مخالفت او با تغيير را به اثبات مي رساند.

به اين مسأله رسيديم كه چرا فيشر بازيهاي بيشتري انجام نداد؟ (جز مسابقه اسپاسكي). تقريبا" نظريه ثبات اينجا اعتبار مي يابد. گرچه فيشر بعد از شروع بازي از دو روياروئي (بازي) پرهيز كرد (1967  اينترزونال و مسابقه با رشوسكي) به رغم اينكه  زماني طولاني در مسابقات شركت داشت.  اجتناب از بازي به عنوان يك قهرمان كاملا" با رفتارهاي اخيرش سازگار بود.

موضوع فراتر از اين مسائل بود شايد فيشر وقتي ديد كارپف وارد صحنه شد، قدمهايش سست گشت. اين حقيقت دارد كه در كره زمين بهتر از اين ستاره جوان روسي نبود و شايد به همين دليل بود كه فيشر از بازي با او انصراف داد. تقبل شكست يا به اين دليل بود  و شايد هم بعنوان حركتي سنجيده اي مي نمود كه هرگز در مقابل او قرار نگيرد.

احساس فردي من به من مي گويد كه اين قبول شكست ناشي از فقدان مهارت در زندگي رقابتي او بود. دليل دگير بر عدم تداوم بازي، ممكن است به عدم علاقه او به بازي شطرنج برگردد كه دور از ذهن است. به دليل اينكه او شديدا" به شطرنج علاقمند بود و بيشتر دوران جواني اش را به نوشتن در اين زمينه و ارج نهادن و اصلاح عقايد و تكنيكها سپري كرد. آنچه او را مشتاق كرد، ايده هاي بي نقص او در زمنيه شطرنج بود كه بسيار با شطرنج كاربردي متفاوت بود. اتاق مسابقه و عدم تمركز چند جانبه با سرفه مردم، صداي پاي آنها و دو سيگار رقيب كه به صورت برخورد مي كند ( هنوز در اين ناحيه قانوني ادر آن زمان هنوز سیگر کشیدن در شطرنج ممنوع نشده بود) تيك تيك ساعت ، آرامش اتاق مسابقات را به طور واضحي مي كاهد. فيشر بايد بداند هر طور كه در مسابقات ظاهر شود، هياهوي مردم و عكس گرفتن دوربينها را به دنبال دارد. از بين شطرنجبازان، هستند كساني كه به آدرنالين معتاد بوده و با وجود همه اين شرايط مي توانند تمركز خود را حفظ كنند (مانند ويكتور كورچنوي و نايجل شورت) اما به نظر غير معمول مي رسد كه بازيكنان در موقعيت مسابقه، هياهو را به انجام بازي ترجيح دهد.

لجبازي و انعاف ناپذيري او شايد به شرايطي برگردد كه به رغم تمايلش به بازي شطرنج، از اينكه ببيند در مركز توجه است، دوري مي جست. او مانند كودكي مي نمود كه قبل از انجام هر حركتي در شطرنج موقعيت ها را مي سنجيد و مجموعه اي از بايدها و نبايدها را در بازي در نظرمي گرفت و در آن ميان مناسبترين حركت را انتخاب ميكرد.

فيشر در مقابل دوربين بسيار صادقانه بود و بهترين و پاسخ را ارائه ميداد و هيجان زده نمي شد.

معروفترين قسمت فيلم فردي بود كه باعث شد به فيشر بيشتر فكر كنم. يك دوست قديمي دوران مدرسه هري ليم كه مخالف قهرمان ما بود، با دوست دختر سابق ليم صحبت مي كرد و از ولخرجي فيشر ياد ميكردند:" وقتي 14ساله بود به من three card trick(تردستي با استفاده از سه كارت) را ياد داد. دوست دختر سابق ليم اعلام كرد كه فيشر هيچوقت بزرگ نشد. دنياي اطراف او رشد كرد همين- او را به زير خاك برد.

ترجمه :آمنه سلطانی

نقل از ماهنامه شطرنج



ارسال شده در مورخه : چهارشنبه، 9 شهريور ماه ، 1390 توسط reza  چاپ مطلب

مرتبط با موضوع :

 کارتونهای خوزه دیاز-رویاروییهای دو جانبه  [پنجشنبه، 28 ارديبهشت ماه ، 1391]
 اگدشتین، ملی پوش شطرنج و فوتبال نروژ!!  [پنجشنبه، 28 ارديبهشت ماه ، 1391]
 چاپ یک مقاله شطرنجی در فصل نامه حرکت  [شنبه، 23 ارديبهشت ماه ، 1391]
 سالروز شکست انسان در برابر ماشین  [شنبه، 23 ارديبهشت ماه ، 1391]
 کتاب شطرنج برای ببرها  [دوشنبه، 18 ارديبهشت ماه ، 1391]
 پاداش مخترع شطرنج  [چهارشنبه، 9 شهريور ماه ، 1390]
 شطرنج بعد از جنگ  [چهارشنبه، 9 شهريور ماه ، 1390]
 بازنشستگي در شطرنج  [چهارشنبه، 9 شهريور ماه ، 1390]
 اجرای طرح تحقیقاتی با حمایت فدراسیون  [چهارشنبه، 9 شهريور ماه ، 1390]
 " شطرنج : علم و هنر یا بازی خردمندان "  [شنبه، 29 مرداد ماه ، 1390]

نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : zoj30jon
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 1


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

اشتراک گذاري مطلب
موضوعات مرتبط

اطلاعات