ويكتور كورچنوى
ويكتور كورچنوى افكار ورزشكاران ورزشدوست را در همه جا تسخير كرده است غير ورزشكاران نيز، وقتى از جريان روىگردانى اش از شوروى و پناهندگى اش به غرب در سال ۱۹۷۶ و انتشار بيوگرافى شخصى اش بنام –شطرنج زندگى من است – كه توسط خود او نوشته شده بود مطلع شدند، افكارشان متوجه وى گرديد.
او در سن ۴۶ سالگى بر تمام نابرابرى ها و ناملايمات پيروز شد تا بتواند بعنوان كانديد مبارز بر سر عنوان جهانى كه يكبار ۲-۵ به كارپف باخته بود در بازى قهرمانى شركت جويد.كورچنوى مردى با قدرت بدنى زياد و انرژى فكرى بسيار است. بهرحال هركسىى در يك سنىى به نقطه اوج خود مىرسد و –همانطور كه در مورد اغلب استادان بزرگ اتفاق افتاد – بعد از طى دوران اوج كم كم افول كرده و نهايتاًًً به بازنشستگى مىرسد. اما استعداد كورچنوى، كه در همان دوران كودكى خود را نمايان ساخت، سالهاى بسيارى بطول انجاميد تا به بلوغ و كمال نهائى برسد.
نخستين اوجش در سال ۱۹۵۴ بود كه ۲۳ سال داشت. قبل از آن او اولين تورنمنت بزرگ را در بخارست فتح كرد دومين اوجش در سال ۱۹۶۲ در ۳۱ سالگى، قبل از اولين دستيابى اش به نامزدى عنوان جهانى بود. پيشرفت غيرمنتظره اش به مدارج خيلى بالا در سالهاى ۷۵ -۱۹۷۳ شروع شد و آن زمانى بود كه او به عنوان حريف نهائى در مقابل كارپف برگزيده شد.
مقامات رسمى شوروى بطور آشكارى به حريف جوانتر بذل توجه نشان ميدادند و كورچنوى كه فرد تك روئى بود بطور افزونى توسط اكثريت مجامع شوروى مورد بيمهرى قرار ميگرفت. او از اين مسائل اولين تاثير جدى را براى ترك شوروى و اقامت در غرب گرفت. ضمن اينكه در غرب بهتر ميتوانست جوايز نقدى مسابقات را تصاحب نمايد.
تغير و تحول در نحوه زندگيش، انرژى از دست رفته را به او بازگرداند چنانچه او تمام اين انرژيها را براى دستيابى به آرزوى بزرگش كه اثبات خود بعنوان حريفى براى مبارزه با حريفانش در شوروى براى كسب عنوان جهانى كاناليزه كرد. در مسابقات انتخابى سال ۱۹۷۷، پتروسيان، پولوگايوسكى و اسپاسكى را به نحو گيرائى شكست داد و شكست كارپف قهرمان جهان نيز در زمره يكى از همين بازيها بود.
قهرمان ايده آل كورچنوى لاسكر است كه بازى او سرشار از حركتهاى پويا و مالامال از ابتكار در موقعيت هاى مشكل ميسازد. اين روشى نيست كه بازيكنان معمولى بتوانند به آسانى از عهده اش برآيند و در واقع بسيارى از استادان بزرگ مىپذيرند كه آنها مراحل تفكر كورچنوى را به سختى درك كرده اند اما موضوعى كه از ويژگى هاى كورچنوى است و ميتوان از مطالعه بازيهايش آموخت، توانائى او در تركيب وزير با مهره هاى كوچكتر در تمام صحنه هاى يك حمله است. يك مثال خوب از اين شيوه كورچنوى يك قربانى گشايشى غير معمول است كه حريف را تحت فشار نگهميدارد و سرانجام دفاعش را مىشكافد.
تيگران پتروسيان قهرمان شطرنج
تيگران پتروسيان ۱۹۸۴-۱۹۲۹

پتروسيان از اهالى ارمنستان و صاحب عنوان قهرمانى جهان از سالهاى ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۹ بود و منتقدان شطرنج نظر چندان خوشى به او نداشتند. او به واسطه فقدان روحيه تهاجمى و انجام تساويهاى كوتاه با حريفانش و روشش دفاع منفى اش مورد نكوهش ديگران قرار داشت. اما بايد اذعان داشت كه هيچكس بدون داشتن مهارت و استعداد بسيار قهرمان جهان نميشود و شطرنج پتروسيان نكات آموزنده و مفيدى براى بازيكنان متوسط دارد.
در سنين جوانيش بازيكن پر استعدادى نبود و اعجابى در كارش نداشت و پيشرفت و ترقى اش به آرامى و با استحكام انجام گرفت. از ۲۴ سالگى يك حريف دائمى در مسابقات انتخابى براى قهرمانى جهان بود اما تا سال ۶۲ كه توانست جلوتر از كرس و گلر قرار گيرد عنوانى كسب نكرد. در سال ۱۹۶۳ –وقتيكه بوتوينيك به ۵۱ سالگى رسيده بود – به مسابقه بر سر عنوان قهرمانى جهان رسيد و استراتژى بردبارانه و استقامت بهترش در نيمه دوم بازيها نقش قاطى در پيروزيش ايفا نمود. پتروسيان تكنيك شطرنجى اش را بر اساس سنت و روش كاپابلانكا و نيمزويچ پايه ريزى نمود.
تكيه بر مانور، ايجاد كنترل بر خانه هاى كليدى و انتقال به يك آخر بازى حاشيه اى داشت. در محاسباتش دقيق بود و پوزيسيون هاى ساده اى را دوست داشت كه در آنها عوامل اتفاقى و تصادفى نقشى نداشته باشد. او ترجيح ميداد فقط در حالتى كه بردش حتمى بود –نه مثل تال يا برونشتين براى تفكر بهتر – اقدام به قربانى دادن نمايد.
بيش از آنكه خود را ملزم به يك تهاجم غافلگيرانه كند ترجيح ميداد كه به يك برترى مقطعى بسنده كند و موقعيت حريف را آنقدر تحت فشار قرار دهد كه فرو ريختن مواضع او بدون هيچ ريسكى امكان پذير گردد.
اين روشى كاملاً حرفه اى و عمل گرايانه است و قابل ذكر است كه پتروسيان اولين استاد روس است كه سنن و اخلاقيات رسمى شطرنج شوروى را- كه همانا روشى شجاعانه و تهاجمى در شطرنج است – مورد انتقاد قرار داد.و ارزش تكنيكى مختص بخود را بعد از شكست اسپاسكى در سال ۱۹۶۶ – اگر چه سه سال بعد از او شكست خورد – به اثبات رساند. اما هدف نهائى اين روش پتروسيان آن است كه در تورنمنتها بيشتر از آنكه در انديشه تصاحب جوايز اول باشد در فكر بدست آوردن مكانهاى بالاى مسابقات است. در آغاز و اواسط بازى ضد شطرنج بازى ميكند .
و دست از پا خطا نميكند تا اينكه حريف بردباريش را از دست ميدهد و پوزيسيونش را تعضيف مينمايد. مفيدترين جنبه بازى پتروسيان براى بازيكنان معمولى. همانا بازيهاى بسته وى است آنجا كه فعاليت مهره هاى حريف تعضيف و مسدودشده و حالت دلخواهى از آخر بازى پديد آمده كه يك رخ و اسب فعال بر عليه يك رخ و فيل حريف كه توسط پياده هاى خودش منفعل گشته اند به مقابله ميپردازند.ابتدا مثالى از تكنيك بسته وى مىآوريم. عملكرد خاص پتروسيان در پوزيسيونهاى بسته اقدام به حمله در هر دو جناح و تاخير در قلعه رفتن است.
توصيه خوب او در اين مورد چنين است "اگر ميخواهيد يا مجبور هستيد،به قلعه برويد اما وقتى فقط توانائى انجام آنرا داريد،قلعه رفتن مناسب نيست."منطق پتروسيان اين است كه در موقعيتهاى بسته عمل و گشايش خطوط كه براى به خطر انداختن شاه حريف صورت ميگيرد –در جناحين انجام مىپذيرد. بنابراين توصيه پتروسيان در اينجا برخلاف روش معمولى –كه شاه در جستجو نقطه امنى در جناحين است – ميباشد.

بنت لارسن قهرمان شطرنج
بنت لارسن -۱۹۳۵

لارسن، اهل دانمارك، براى ساليان دراز يكى از بازيكنان پيشگام اروپا بوده است. اگر چه متوالياًً رقيب بد شانسى براى قهرمان جهان ميباشد. او به ناحق به عنوان يك رقيب ضعيف مشهور شده كه علت اصلى آن شكستهاى معروفش از اسپاسكى، كه او را به سختى در هم كوبيد و فيشر كه او با نتيجه ۰-۶ شكست داد، ميباشد.
لارسن به راحتى گشايشهاى غير متداول را مورد استفاده قرار ميدهد، و اين تنها به خاطر شگفت انگيزى آنها نيست، بلكه به علت اين است كه او معتقد است اين گشايشها اساساً بىعيب و دقيق هستند و از جانب ديگر استادان بزرگ كم اهميت پنداشته شده اند. بهمين سبب او گشايش برد-1.f4 Bird Opening گشايش فيل
1.e4 e5 2.Bc4 و همچنين آنچه هم اكنون بطور گسترده گشايش لارسن ناميده ميشود1.b3 را احيا و مشهور ساخته است بزرگترين نقطه قوت لارسن در وسط بازى و در روش ابداعى خودش است كه او را قادر ميسازد به نحو سلطه جوايانه اى براى پيروزى مبارزه نمايد.
وى گفته است كه تاكتيكهاى استاندارد حرفه اى بازى براى كسب پيروزى با مهره سفيد، يا يك مساوى با مهره سياه را دوست ندارد. اگر درصد مساوى هايش كمتر از ديگر رقيبانش است به اين خاطر ميباشد كه به باخت هاى گاه و بيگاه اهميت نميدهد. نسبت به اغلب استادان بزرگ، حملات جناحى در بازى او بيشتر وجود دارد و اين عمدى است. در حمله جناحى كمتر احتمال هدايت بازى به سمت ساده شدن يا تساوى هست.
اما حمله جناحى در بازيهاى لارسن از طريق هجوم با پياده ساده انجام نميگيرد،و به طور معمول با عمليات تركيبى مهره هاى سنگين صورت مىگيرد.
يكى از تركيبات مهره اى مورد علاقه او تركيب وزير، اسب و پياده h عليه شاه قلعه رفته است. ديگرى وزير، رخ و فيل از فواصل دور است.

ميخائيل تال قهرمان شطرنج
ميخائيل تال -۱۹۳۶

قهرمان جهان در سالهاى ۶۱-۱۹۶۰. ميخائيل تال مورد عنايت و توجه بسيارى از خبرگان شطرنج بعنوان يكى از درخشانترين نوابغ فنى در تاريخ بازيها بوده است. تال داراى قدرت فوق العاده محاسبه، حافظه و متصور سازى وضعيتهاى غيرمعمول است.
وقتى بچه هفت ساله اى بود، به كلاس درسى كه توسط پدرش – كه استاد دانشكده پزشكى بود – اداره ميشد رفت و شب هنگام كه به خانه برگشت تقريباً كلمه به كلمه درس را تكرار كرد.
تال با نتايج خيره كننده اى از پيروزىها به قهرمانى جهان دست يافت.قهرمانى شوروى را در سالهاى ۱۹۵۷ و ۱۹۵۸ بدست آورد، بلافاصله به پيروزى در مسابقات بين منطقه اى انتخابى براى عنوان جهانى ادامه داد. اين تنها نتايج او نبود بلكه سبك و روش جذاب بىپرواى او كه تعجب عمومى را برانگيخت، .و همچنين شكستش از بوتوينيك در مسابقه برگشت سال ۱۹۶۱ بود، كه ايجاد شوك كرد. فقط بعدها بود كه فاش شد تال تنها دو سه هفته بعد از مرخص شدنش از بيمارستان مسابقه را برگذار كرده است. يك بيمارى مزمن كليه در تمام دوران بازيگريش او را آزرده و مانع اقتدار طولانى تر او در مراجع خيلى بالا شده است.
اشتياق تال به شطرنج از هر استاد بزرگ ديگرى قدم فراتر نهاده است. او براى روزنامه ها گزارش تهيه ميكند، بازيهايش را تفسير ميكند و در زمان بين دورهاى مسابقه و تورنمنت ها در بازى بيليتز با زمان پنج دقيقه شركت مىجويد. او را پاگانينى شطرنج ناميده اند و شهرت او براى پيروزى حتى در وضعيتهاى ضعيف، بعلاوه نگاه هيپنوتيزم كننده او بر حريف، سبب شد تا استاد بزرگ آمريكائى بنكو قبل از ملاقات تال در يك تورنمنت كانديداتورى، عينك تيره به چشمش بزند.
استعداد درخشان تال براى تركيب مهره ها، به سختى ميتواند توسط يك استاد پرقدرت آموخته شود چه برسد به يك بازيكن متوسط.اما درس بزرگى از بازى او مىتوان آموخت.اول، غوطه ور ساختن بازى در پيچيدگى هاى مبهم و نامفهوم اغلب حريفان را ناراحت ميكند و يك حمله همراه با قربانى در چنين شرايطى ممكن است كارگر افتد حتى اگر بطور عينى دقيق نباشد.
دوم،همانگونه كه آلخين از آن برخوردار بود، ميل و خواهش رقابت جويانه از اهميت والائى برخوردار است.و سوم،تمرين و آزمايش واريانت هاا در بازى سريع.
اگرچه مورد مخالفت بعضى كارشناسان شطرنج نيز قرار دارد- روش علمى مفيدى جهت آمادگى براى مسابقات بزرگ ميباشد.
وريس اسپاسكى قهرمان شطرنج
بوريس اسپاسكى -۱۹۳۷

اسپاسكى، از اهالى لنينگراد، بعد از شكست بزرگش در مسابقه بر سر عنوان قهرمانى به بابى فيشر درريكياويك بسال ۱۹۷۲، مشهورترين بازنده شطرنج شد. در سنين كودكيش از او به عنوان يك اعجوبه نام برده ميشد و قبل از آنكه در فينال قهرمانى ملى حضور يافته باشد وى را براى يك تورنمنت بين المللى انتخاب نمودند. اين مسابقات در بخارست بسال ۱۹۵۳ بود و اسپاسكى با شكست دادن اسميسلف بازيكن برجسته اى در جهان (در آنزمان) ورودافسانه اى اش را به جهان اعلام داشت.
اواسط دهه ۱۹۵۰ بسيارى بر اين عقيده بودند كه اسپاسكى بزودى قهرمان جهان ميشود.
اما ضعف عصبى اش باعث شكست وى در بازيهاى حساس قهرمانى شوروى (سالهاى ۱۹۵۸و۱۹۶۱) در طى يك مسابقه در چند سال بعد، بوريس احساسش را در ضمن بازى حساسش با تال در ۱۹۵۸ – جائيكه عنوان قهرمانى شوروى مطرح بود -تشريح كرد:"بازى موقتاً تعطيل و به روز ديگرى موكول شد و من موقعيت خوبى داشتم، اما به واسطه تحليل زياد بازى خسته شده بودم و روز بعد بدون تراشيدن ريشم بازى را از سرگرفتم.معمولاً قبل از انجام بازيهاى مهم دوش ميگرفتم و بهترين لباسم را مىپوشيدم و سعى مىكردم در بهترين حالت خود باشم. اما آن روز من خيلى خودم را با تجزيه و تحليل بازى درگير كرده بودم و وقتى سر ميز بازى رسيدم خيلى ژوليده و نامرتب بودم. يادم است تال به من پيشنهاد تساوى داد اما من امتناع كردم.
بعد احساس برترى افول كرد و رشته بازى از دستم خارج شد. حالا من پيشنهاد تساوى دادم و تال امتناع كرد. وقتى به ادامه بازى تن دادم سالن از هيجان منفجر شد، اما من گيج بودم و بسختى مىتوانستم بفهمم كه دارد چه اتفاقى مي افتد. احساس ميكردم دنيا روى سرم خراب ميشود. بعد از بازى به خيابان رفتم و مثل يك بچه گريستم.
بحران زندگى شخصى كه حوالى سال ۱۹۶۰ گريبانگير اسپاسكى شد – با مربى قديمش بهم زد، بخاطر رفتار ناشايستش در بازيهاى المپيك شطرنج دانش آموزان براى يكسال از سفر خارجى محروم شد و از اولين همسرش با گفتن اين جمله كه:" ما مثل دو فيل با رنگهاى متضاد هستيم" طلاق گرفت-با گرفتن يك مربى جديد (بانداروسكى آرام و منطقى) به آرامش گراييد:
اسپاسكى بالاخره همه موانع را با موفقيت پشت سرگذاشت و در سال ۱۹۶۶ بر سر عنوان قهرمانى جهان رودرروى پتروسيان قرار گرفت اما بگونه اى غيرمنتظره از او شكست خورد. او هنوز به اندازه كافى تكامل نيافته بود كه قهرمان جهان شود. اما در سال ۱۹۶۹ در فينال بازيها پتروسيان را قاطعانه شكست داد و شگردى كه در اين بازى به كار برد بنام تكنيك حمله اسپاسكى نام گرفت- كنترل مركز، سپس روانه ساختن مهره ها در روى خطوط باز.
هنگاميكه اسپاسكى عنوان قهرمانيش را تثبيت نمود.شطرنج دوستان انتظار شكوفايى دوره جديد و متهورانه اى را داشتند كه روش خشك و بيروح پتروسيان به باد فراموشى بسپارد. اما همه با نااميدى روبرو شدند.
اسپاسكى عنوان جهانى را بارى سنگين يافت و تنها خاطره بياد ماندنى كه از خود بجا گذاشت غلبه اش بر بابى فيشر آمريكايى در مسابقات المپيك شطرنج ۱۹۷۰ بود. هنگاميكه فيشر بالاخره براى جدال بر سر عنوان جهانى تعيين شد (سال ۱۹۷۲) و تهديد به باز پس گرفتن عنوان جهانى كرد،اسپاسكى اغلب بواسطه يك احساس قوى تسليم گرايانه، افسرده و غمگين بود.
سرانجام عنوان قهرمانى را تسليم كرد و بدنبال آن جايگاه رفعيش در جامعه شوروى از دست داد، نيز توسط كارپف و كورچنوى از دو سرى مسابقه انتخابى براى عنوان جهانى حذف شد و بالاخره با زن فرانسوى اش –زن سوم- در نزديكى پاريس خانه نشين گرديد.
صحبت از قهرمان جهان كه نبوغ و استعدادش هرز رفت كار چندان ساده اى نيست اما ارمغان طبيعى اسپاسكى براى ورزش شطرنج بحدى بود كه مىبايست زودتر از اينها قهرمان ميشد و آنرا براى مدتى طولانىترى نگه ميداشت. در مورد او كمى تنبلى و كمى عدم قاطعيت در بارآورى خردمندانه قرايح موجب واپس ماندگى شد.شايد با فداكارى و صرف انرژيى كه تال يا آلخين، بعنوان مثال،براى شطرنج بكار بردند اسپاسكى مىتوانست يكى از بزرگترين قهرمانان جهان باشد.
بابى فيشر قهرمان شطرنج
بابى فيشر -۱۹۴۳

روبرت جى.(بابى) فيشر،جنجاليترين بازيكن همه ادوار،بعد از تصاحب عنوان قهرمانى جهان از اسپاسكى و قبل از محروم شدن از مسابقات و تورنمنتها نام خود را بعنوان يك افسانه زنده در تاريخ شطرنج به ثبت رساند. عنوان جهانى، تايمانوف و لارسن (هر دو از استادان بزرگ جهان) را با نتيجه ۰-۶ و ۰-۶ شكست داد و بر اثر يك غفلت و اشتباه فاحش قبل از غلبه بر قهرمان جهان دو بازى را به وى واگذار نمود.
فيشر شطرنج را در شش سالگى آموخت، اما بزرگترين حادثه براى او- بعنوان يك شطرنجباز جوان – وقتى رخ داد كه مادرش تصميم گرفت كه آنها در بروكلين اقامت كنند. زندگى شطرنجى در نيويورك – با كلوپهاى پررونق مانهاتان و مارشال و سالنهاى شطرنج – محيط مساعدى براى يك عده بازيكن شايسته استادى بزرگ ايجاد كرده است و فيشر مهارتهاى شطرنجىاش را با بازيهاى بيليتز و مطالعه تئوريهاى شطرنج شوروى افزايش ميداد. نتيجه اين تمرين و ممارست مفرط – كه با غفلت و اهمال از كار كلاسيك شطرنجى توام بود – آن شد كه در ۱۴ سالگى به مقام قهرمانى مردان ايالات متحده رسيد.

فيشر احتمالاًً در آن زمان درست نميدانست كه پله هاى بعدى براى دستيابى به قهرمانى جهان – كه در آن زمان در دست بوتوينيك بود – چگونه هستند.در آن دوره او خود را براى تورنمنت انتخابى آماده ميكرد و در اولين تلاشش توانست در سن ۱۵ سالگى به مقام جوانترين استاد بزرگ دست يابد.گروه بهم فشرده استادان روس به آسانى رقيب كم تجربه شان را در سال ۱۹۵۹ و ۱۹۶۲ كنار زدند و فيشر سپس تقاضا كرد كه سيستم بازيها در مرحله يك هشتم از شكل تورنمنت به يك سرى مسابقه حذفى تغيير كند و اين درخواست پذيرفته شد .
تحت اين سيستم بود كه در سال ۱۹۷۱ توانست رقبايش راشكست داده و بعد از يكسال نيز به اسپاسكى غلبه كند. مردم حتى فيشر را بيشتر از بازى بزرگش عليه اسپاسكى، بخاطر ستيزه جويى و غرابتش بياد دارند.

مسابقه اش با رشوسكى در ۱۹۶۱ با يك رسوايى و مرافعه جنجالى پايان گرفت و بعد از سر و صدا و اعتراضى كه بر سر جدول بازى براه انداخت از شركت در مسابقات ۱۹۶۷ كناره گرفت. فقط هنگامى كه سرمايه گذار انگليسى ،جيم اسلاتر، جايزه پنجاه هزار پوندى را دو برابر كرد ترغيب شد كه براى رودررويى با اسپاسكى عازم ايسلند شود- البته ميانجيگرى هنرى كسينجر،وزير امور خارجه وقت آمريكا نيز بىتاثير نبود. سرانجام هنگاميكه فدراسيون جهانى شطرنج قانون قبلىاش – كه اگر مسابقه ۹-۹ خاتمه پذيرد عنوان قهرمانى همچنان در دست قهرمان سابق باقى خواهد ماند- را تغيير داد و اعلام كرد كه برنده كسى است كه ده بازى را برنده شود فيشر عنوان قهرمانى را بدون مبارزه به كارپف واگذار نمود.مطالبات رسمى فيشر غير قابل قبول بودند. وى براى مسابقه در نظر گرفته شده با كارپف و يك مسابقه برگشت با گليگوريك در ۱۹۷۹ – كه صورت نگرفت – يك ميليون دلار يا بيشتر مطالبه كرده بود. عليرغم وجوهى كه فيشر بجيب استادان معمولى شطرنج ميريخت تضاد شديدى ميان اين ارقام و ارقامى كه در تورنمنتهاى بين المللى تعيين ميشد وجود داشت.
جدا از درخواست پول زياد، توقعات بسيار فيشر در رابطه با نور سالن، صداى تماشاچيان و جزئيات ديگر بازى نيز وجود داشت ولى همه اين بهانه ها دال بر اين بود كه فيشر در وضعيتى قرار گرفته كه ترس از شكست، ترس از بازى در حضور جمع بروى غلبه يافته است. وگرنه چه جز پيروزى بر كاسپارف يا كارپف ميتوانست شهرت و آوازه او را افزايش دهد.شايد قوانين رسمى روزى وى را وادار به بازى نمايد، اما احتمال بيشتر اين است كه او نيز بدنبال مورفى استاد بزرگ ديگرى خواهد رفت كه شطرنج را در اوج شهرتش كنار گذاشت. اما يك بازيكن معمولى از بابى فيشر چه ميتواند بياموزد؟ ابتدا تمايل به پيروزى.
غريزه كشنده فيشر بر اين اساس بود كه پوزيسيونهائى را كه اغلب استادان به محض رسيدن به آن پيشنهاد تساوى مىدادند ادامه ميداد تا به فرصتهايى براى كسب برترى دست پيدا كند. جواب او به يك تقاضاى مساوى سريع اين بود "البته كه نه" بازى با او مشكل بود، از موقع شروع بازى صورت قوش وار و چشمان تيزبينش را به صفحه ميدوخت و بندرت سرش را براى ديدن بازيهاى ديگر بلند ميكرد.دستانى بلند داشت و انگشتانى كه با آنها مهره هاى مخالف را به هنگام تصرف همچون پرنده اى كه شكار را به چنگ گرفته در دست ميفشرد.
تمايل به پيروزى وى را قادر ميساخت كه با ركوردهاى بالا در مقابل حريفانش پيروز شود.همچون آلخين داراى يكنوع تعصب فكرى بود اما برخلاف او، فيشر تا موقعيكه بازيكن فعالى بود سلامتى اش را در حالت خوبى نگهداشت. فيشر دانش عميقى راجع به خطوط گشايشى تند و تيزى كه غالباً قبل از تورنمنتها آنها را تجزيه و تحليل مىنمود داشت. استراتژىاش در پوزيسيونهاى ساده،آشكارا رسيدن به هدف كاپابلانكا بود. دانش گشايشىاش را خاصه بهنگام بازى با سفيد بخوبى بكار ميبرد در جائيكه كلاً فضا و كنترل بازى را در دست ميگرفت از آن به گونه اى پرقدرت استفاده كرده و حريف را مجبور به دفاع مىنمود تا اين كه مقاومتش در هم شكسته شود. در فاصله سالهاى ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۰ در وضعيت كناره گيرى بود اما هنگاميكه در" مسابقه قرن " از نو حضور يافت به يكباره بازى جانانه اى انجام داد.
يكى از دلايل علاقه مردم به فيشر توانايى فوق العاده اش در خلق بازيهاى هيجان انگيز در مهمترين مقاطع مسابقه بود. اين اتفاق به هنگامى كه او دوباره در يكسال بعد با پتروسيان در آرژانتين رودررو شد اتفاق افتاد همانطور كه فيشر در مسابقات جلو ميرفت، جمعيت نيز افزايش مييافت و ازدحام تماشاچيان براى ديدن جدال استادان بزرگ افزون بر ۱۰۰۰۰ نفر مىشد.فيشر با ارائه يكى از بهترين بازيهاى عمرش به آن همه اشتياق مردم پاسخ داد.

آناتولى كارپف قهرمان شطرنج
آناتولى كارپف

كارپف، قهرمان جهان از ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۵، بازيكنى است كه دوران شطرنجىاش از آموزش حركات تا كسب عنوان قهرمانى جهان – كه توام با سختى يك مانع جدى بود- متوالياً تحول يافت. كارپف شطرنج را در چهار سالگى ياد گرفت و اگر چه دور از شهرهاى مركزى شوروى زندگى ميكرد شهر كوچك زلاتست در اورال به سرعت پيشرفت كرد و در يازده سالگى نامزد عنوان استادى شد و زير نظر بوتوينيك تعليمات ويژه اى را فرا گرفت اولين پيروزى بين المللىاش در ۱۵ سالگى، تقريباً بگونه اى تصادفى روى داد، روسها فكر ميكردند كه دعوت به چكسلواكى براى يك مسابقه جوانان (زير ۲۰ سال) است.
به اين ترتيب كارپف براى تصاحب مقام قهرمانى زير ۲۰ سال جهان، عنوان استادى بزرگ و بدست آوردن مكانى در سرى مسابقات ۷۵-۱۹۷۲ براى تعيين حريف فيشر جلو رفت. در اولين تلاشش اسپاسكى و كورچنوى را شكست داد و به واسطه عدم حضور فيشر در مسابقه فينال، موفق به كسب عنوان قهرمانى جهان شد و ركورد جوائز نخست وى (به عنوان قهرمان جهان) در تورنمنتها به حدى است كه شهرت تمام قهرمانان قبلى را تحت الشعاع قرار ميدهد. شيوه او يادآور تكنيك كاپابلانكا – با ظرافتى بمراتب بهتر از فيشر – ميباشد به عكس آمريكاييها او در هر موقعيتى تمايل به ادامه بازى تا به آخر را ندارد و به هنگام بازى با مهره سياه پيشنهاد تساوى را زود هنگام مىپذيرد.
به استثناى مرحله فينال سال ۱۹۷۸ (مسابقه براى دفاع براى عنوان قهرمانى) عليه كورچنوى، كارپف در اوج مرحله خستگى و طاقت فرسايى بازىاش، يكى از سر سخت ترين استادان براى شكست دادن حريف بود. بندرت پيش ميايد كه در هر دوره مسابقه اى بيش از يك بازى را به حريف واگذار كند.
حريف بود.حريف قديمى كارپف، ويكتور كورچنوى در جايى گفته است كه قهرمان جهان همچون ماهى سرد كامپيوتر مانندى است و در برخورد با خارجىها يكنوع احساس دورى و جدائى در طرف مقابلش بر جاى ميگذارد.
در ظاهر به نظر ميرسد كه به واسطه فشار تورنمنتها دچار ضعف و سستى شده باشد اما نتايج مسابقاتش عكس اينرا نشان مىدهد. او به عنوان قهرمان بر بهترين بازيكنان جهان غلبه يافته و در شمار بزرگترين استادان جهان – لاسكر، كاپابلانكا، آلخين،بوتوينيك و فيشر محسوب ميگردد. در زندگى خصوصى، كارپف مرد مرموزى است.تمبر جمع آورى مىكند و رساله اى در باب "مشكلات و مسايل فعاليتهاى فراغتى (آزاد)"براى دانشگاه لينگراد نوشته است.
در تابستان ۱۹۷۹ ازدواج كرد اما همسرش در همان دوره اى كه مقام قهرمانيش از جانب كاسپارف مورد تهديد قرار گرفته بود وى را ترك نمود. كارپف در شوروى يك قهرمان ملى است و در ۱۹۷۸ (يكسال بعد از پيروزى بر كورچنوى) به عنوان مرد سال ورزش شوروى برگزيده شد و از دست برژنف جايزه گرفت.
يك بازيكن معمولى از شطرنج كارپف چه ميتواند بياموزد؟ نخست، مهارت او در روش روى لوپز. همچون كاپابلانكا و فيشر – كه اين سيستم گشايشى مورد دلخواه آنها نيز بود – كارپف به ظرافتهاى اين شيوه دلبستگى داشته و آنرا در پى بدست آوردن امتيازهاى بالا در مسابقات (به هنگام بازى با مهره سفيد) به كار ميگيرد. در بازى شطرنج اين خيلى مهم است كه به گنجينه اى از واريانتهاى مختلف گشايشى – كه به آنها خوب مسلط باشيم –مجهز باشيم تا از شانس بيشترى در بازى برخوردار شويم. روش كارپف در بكارگيرى سيستم روى تكنيك "عنكبوت" ناميده شده است. در بازى سعى بر كنترل فضاى جناح وزير و بازى در جناح شاه دارد و هدف كلىاش محروم كردن حريف از خانه هاى مفيد، محدود نمودن تحرك مهره هاى حريف و سپس نفوذ به هر يك از دو جناح ميباشد.اغلب نتيجه آنست كه زنجيره پياده هآى كارپف كنترل صحنه را بدست ميگيرند.
دومين ويژگى ممتاز كارپف كه مىتواند راهنماى بازيكنان باشد قدرت او در آخر بازى است. در طى يك مصاحبه در لندن بسال ۱۹۷۲، گروهى از بازيكنان باشگاهى از وى پرسيدند براى بهبود و پيشرفت شطرنج چكار بايد بكنيم؟ ما سيستمهاى گشايشى را به مقدار زياد مطالعه ميكنيم،و تمريناتمان نيز مرتب و منظم است، اما زياد به روشهاى آخر بازى تسلط نداريم . كارپف در جواب گفت: عكس آن را مطالعه كنيد، شيوه هاى آخر بازى را مطالعه كنيد!
كارپف همچون فيشر تخصص بالايىى در اجراى آخر بازى رخ و فيل عليه رخ واسب دارد. اما در اين زمينه تعصب ندارد و هنگاميكه مناسب تشخيص دهد از اسب و رخ عليه فيل و رخ استفاده ميكند. در مونترال سال ۱۹۷۹ درجريان يكى از مشكلترين تورنمنتها – كه جوائز ۵۰۰۰۰ پوندى و ۱۲۵۰۰ پوندى بدنبال داشت - كارپف با تال به مقام اول رسيدند. در اين تورنمنت كارپف در طول يك بازى، نخست تفوق فيل عليه اسب را نشان داد و سپس برترى اسب عليه فيل را به نمايش گذارد.
سومين و بويژه مهمترين درسى كه ميتوان از كارپف آموخت ارزش و اهميت جديت و نظم پيگير در مطالعه شطرنج ميباشد. او دو ساعت در روز بازى ميكند حتى مواقعى كه در جريان رقابت و مبارزه در تورنمنتى نيست، بازيهاى حريفان بالقوه اش را تحليل ميكند، براى يافتن روشهاى گشايشى بهتر به تفحص مي پردازد و ابداعات جديد را در تجربه مي آزمايد.
شكى نيست كه وى به عنوان يكى از بزرگترين بازيكنان همه دوران در خاطره ها باقى خواهد ماند.
تونى مايلز قهرمان شطرنج
تونى مايلز
تونى مايلز، اولين استاد بزرگ انگليسى، الهام بخش نسلى از بازيكنان جوان انگليسى براى كسب عنوان قهرمانى تيمى و انفرادى بوده است. او يك بازيكن حرفه اى موفق و استوار است كه تقريباً در تمام تورنمنتهاى سراسر جهان بازى مىكند و ركوردى عالى در مقابل اغلب شطرنجبازان روس بجز كارپف داشته است.
مايلز شطرنج را در ۵ سالگى آموخت اما خيلى به كندى پيشرفت كرد. حتى وقتيكه برنده جايزه قهرمانى مسابقات زير چهارده سالان انگليس شد مشخصه ويژه اى را كه نشانگر استعداد خارق العاده اى باشد نشان نداد. اما هنگاميكه هنوز در سنين زير بيست سال قرار داشت برنده يك جايزه بين المللى جوانان در فرانسه شد و در ميدلند به برترى دست يافت.
راى داوران بر آن شد كه انگليس را به مسابقات قهرمانى جوانان ۱۹۷۳ دعوت كردند و تونى مايلز و مايكل استين از اميدهاى اول اين مسابقات بودند.مايلز در اين مسابقات به مدال نقره دست يافت و در پشت سر بلياوسكى از شوروى قرار گرفت ولى در همانجا تصميم گرفت كه مدال طلاى سال بعد را از آن خود كند.
در مسابقات قهرمانى دانشجويان سال بعد در مانيل آشكارا بهترين بازيكن بود. با قاطعيت حريف شوروى را در يك بازى درخشان شكست داد و علاوه بر قهرمانى به كسب عنوان استادى بين المللى نيز نائل شد.
دو سال بعد از قهرمانى بين المللى جوانان به مقام استادى بزرگ ارتقا يافت. سپس اظهار داشت كه "تنها چيزى كه باقى مانده است رودررو شدن با كارپف است" و در سال ۱۹۷۷ چيزى نمانده بود كه بعنوان حريف اصلى غربى وى شناخته شود.
و اگر چه كارپف را دو بار در بازيهاى انفرادى در اسكارا سال ۱۹۸۰ و مسابقات بى.بى.سى ۱۹۸۳ شكست داد اما در نا اميدى رسيدن به دوره فعال و اوج جهت حضور در مسابقه بر سر عنوان قهرمانى دست و پا مى زد. در ۱۹۸۶ مايلز در يك سرى بازى معمولى رو در روى كاسپارف قرار گرفت اما با نتيجه خرد كننده ۵/۰ در مقابل ۵/۵ از وى شكست خورد.پس از بازى با او اظهار كرد "فكر ميكردم با قهرمان جهان مبارزه ميكنم نه با يك هيولاى ۲۲ چشم كه همه چيز را در نظر دارد " و اين گفته جزيى از فرهنگ شطرنج شده است.
اما يك بازيكن از مايلز چه ميتواند بياموزد؟ بالاتر از هر چيز يك راه عملى براى دست يافتن به پيروزى. در اوايل به گشايش1.e4 علاقمند بود عادت داشتن شكل تند و تيزى از دفاع سيسيلى را با g6,c5 بكار ببرد اما چند شكست سنگين از حريفانش وى را متقاعد كرد كه بايد به مجموعه بيشترى از گشايشها مجهز باشد تا بتواند برعليه حريفان كمى ضعيفتر بدون هيچ ريسكى مبارزه كند. گشايشهاى حاضر و آماده براى بازيكنانى كه چنين روشهايى را برگزيده اند سيستم انگليسى و گشايش غير مشخص 1,Nf3 ميباشد.
مايلز استفاده زيادى از اينگونه سيستمها مينمايد و در همان زمان ايده هاى خاص خود را در گشايشها اجرا ميكند.
جايزه نخست مايلز در تيلبورگ ۱۹۸۴ بعنوان بهترين نتيجه اى كه انگليسها در تورنمنتها داشته اند ارزيابى شد و از لحاظ طبقه بندى جهان در رده چهاردهم بود و امتياز برجسته اش (۲۷۷۰) در سطح قهرمانى جهان بود.
كمى بعد جان نان امتياز بالاتر ۲۸۰۰ را تصاحب نمود – اگر چه آنرا در المپيكهاى شطرنج تيمى در سالونيكا بدست آورده بود. در تيلبورگ، مايلز با امتياز ۱۱/۸ بر حريفانش غلبه يافت. پنج بازى در يك رديف را برد، سه آلمانى را شكست داد و پورتيش و اسميسلف، نامزدهاى عنوان قهرمانى را ناكام گذاشت. اين پيروزى مهمتر از رقابت اصلى اش براى كسب مقام مرد شماره ۱ اروپاى غربى بود.
يكسال بعد، در تيلبورگ ۱۹۸۵ بطريقى غير عادى اول شد. با شروعى ضعيف آغاز كرد بعد كمرش آسيب ديد و روى ميز انتظاربيمارستان به بازيها ادامه داد. عده اى را شكست داد، حريفانش در مورد ميز اعتراض كردند اما داوران اعلام كردند كه احتياجى به نشستن آنها در پشت ميز بيمارستان نيست. يك استاد بزرگ بازى را بطور همزمان در محل ديگرى انجام داد نفر دوم روى يك صفحه جداگانه بازى كرد و سومى با حركات مضحكى به يك تساوى تن در داد.
تكنيك ديگر مايلز امتناع از بازى با گشايشهاى فرعى و دست دوم است. انجام مسابقه در سطح بين المللى يعنى بالغ بر ده ساعت كار طاقت فرسا در روز، و اغلب كارشناسان ترجيح مىدهند كه بازيهاى بيشتر اما كوتاه ترى را كه انرژى فكرى كمترى را طلب مىكند انجام دهند.
ساده ترين راه دستيابى به آن تساويهاى سريع است كه در مسابقات جهانى رخ ميدهد. اما اين كار فقط نيم امتياز نصيب طرفين ميكند و بازيكنى كه به رده هاى بالا چشم دوخته است بايستى كه قادر باشد كه حريفان ضعيفتز را بدون زحمت زياد شكست دهد.
سال ۱۹۸۰ بعنوان نقطه عطفى در زندگى مايلز بشمار مىرود چرا كه وى براى اولين بار كارپف،قهرمان جهان را شكست داد و اولين حركت گشايشىاش بقدرى نا مانوس و عجيب بود كه نامى نداشت. مجلات شطرنج شوروى هفته ها درگير اين مسئله بودند كه چگونه مي توانند خود را راضى به چاپ اين حركت كنند.
گری کیمویچ کاسپارف نام آور شطرنج

کاسپاروف، گری
( ملیت:روسیه قرن:20)
گری کیمویچ کاسپارف (به روسی : Га́рри Ки́мович Каспа́ров ) قهرمان شطرنج جهان ( ۲۰۰۰ - ۱۹۸۵) در ۱۳ آوریل ۱۹۶۳ در باکو از پدری یهودی و مادری ارمنی به دنیا آمد. او در ۱۹۸۰ به عنوان استاد بزرگی دست یافت، ۵ سال بعد با غلبه بر آناتولی کارپف قهرمان شطرنج جهان شد و تا سال ۱۹۹۳ هنگامی که به دلیل اختلاف با فدراسیون جهانی شطرنج (فیده ) مسابقه فینال قهرمانی جهان را با نایجل شورت استاد بزرگ انگلیسی خارج از حمایت فیده برگزار کرد این عنوان را در اختیار داشت.

پس از آن نیز تا هنگام شکست سال ۲۰۰۰ از ولادیمیر کرامنیک دنیای شطرنج او را قهرمان واقعی این ورزش میشناخت.کاسپارف روز ۱۰ مارس ۲۰۰۵ کناره گیری خود را از شطرنج حرفهای اعلام کرد و وارد فعالیتهای سیاسی شد. کودکی و نوجوانی گری در ۷ سالگی پدر خود رااز دست داد و پس از آن نام خانوادگی او از واینشتین (Vajnshtejn) به نام خانوادگی مادرش، کاسپارُف (روسی شده، کاسپاریان) بدل شد.
نيگل شورت قهرمان شطرنج
نيگل شورت

نيگل شورت قابليتهايش در سن ۱۴ سالگى برتر از كاسپارف بود و در اين رابطه شايد فقط قابل مقايسه با فيشر و مكينگ – كسانى كه قهرمان ملى بودند و در آن سن توانايى مبارزه در سطح جهانى را داشتند- باشد.شورت در ۱۴ سالگى براى تصاحب مقام قهرمانى انگلستان عزم كرد و ناكام شد. درست چند ماه قبل از اين مسابقات موفق به اخذ عنوان استاد بين المللى شده بود.
يكى از خصوصيات بارز نيگل شورت- كه همه را شگفت زده ميكند- آن است كه وى جوانى عادى با رفتارى طبيعى و به دور از دمدمى مزاجى و تناقض گويىهايى است كه مردم به همه شطرنجبازان برجسته – و از جمله فيشر – منتسب ميكنند. شگفتى ديگر او مهارت بسيارش در پهنه موسيقى است.
نيگل داراى غريزه طبيعى پيروى از اصول شطرنج است و همين موضوع پيشرفت سريع او را در شرايطى تضمين ميكند اما شانس ديگر او اين بود كه در خانواده اى متولد شده است كه منتهى سعى خود را در كمك به او جهت انجام تمرينات منظم و همچنين شركت مستمرش در مسابقات و تورنمنتها مبذول ميكردند.
در سن نه سالگى به يك تورنمنت مربيگرى گروهى از جوانان كشور معرفى شد و قادر بود براحتى با افراد بزرگتر از خودش بازى كند.قبل از آنكه برنامه شكوفايى استعدادها آغاز شود خيلى كم پيش ميامد كه بچه هاى نه ساله انگليسى با افراد خارج از گروه سنى خودشان بازى كنند اما اكنون ما براى اين رقابتهاى سنگين كودكان بر عليه جوانان و حتى افراد مسن ارزش قائليم.
در بهار ۱۹۶۵ شورت بعد از پيوستن به اين گروه از جوانان توانست با موفقيت در مسابقات سالانه جرسى به رقابت بپردازد.يكى از خصوصيات اوليه نيگل كه وى را از ديگر جوانان تيز هوش جدا ميكرد اعتماد به نفس و صلابتش بود. در جرسى او يك رخ در آخر بازى از دست داد و پيتر كلارك (استاد) به وى مسيرى متفاوت را پيشنهاد كرد.
نيگل به اين توصيه وى عمل نكرد و طرح خودش را به اجرا گذاشت.اين عكس العملى طبيعى از جانب كارشناسى مجرب بود اما اتكا به نفس اين جوان ده ساله غير عادى بود وقتى يازده ساله شد از اكثر تيزهوشان ديگر جلو افتاد و براى فينال قهرمانى مردان انگليس انتخاب شد و دكتر جاناتان را كه ركورددار دهسال قهرمانى كشور بود را شكست داد.
اين ويژگى اعجوبه هاى شطرنج است كه معمولاً عملكرد خود را روى مقاصد استراتژيك شطرنج متمركز ميكنند، كارهاى ساده خوبى را ميتوانند انجام دهند و در آخر بازى قوى ميباشند.
بعد از حضور نويد بخش در بازيهاى قهرمانى انگليس ،نيگل شورت همراه با چند شكست به پيشرفت خود ادامه داد.درسن ۱۲ سالگى در اولين حضورش در مسابقات بين المللى (بازيهاى۱۹۸۷ آئورونسون) موفق به كسب ۵/۵ امتياز از ۱۰ امتياز شد و تنها در مقابل بازيكنان برجسته شكست خورد.
در دومين حضورش در مسابقات قهرمانى انگليس در نيمه راه قهرمانى متوقف شد و سپس مدالهاى نقره و برنز مسابقات قهرمانى زير ۱۷ سال را در سالهاى بعد تصاحب كرد- در اين مسابقات او يكى از جوانترين بازيكنان بود. در واقع او نتوانست مدال طلا را كسب كند اما كاسپارف نيز همچون او ناكام ماند.
در اواخر ۱۹۷۸ و اوايل ۱۹۷۹ روند پيشرفت نيگل به كندى گراييد،بعد ناگهان در طى چند ماه از سطح استاد ملى به درجه استاد بين المللى ارتقا يافت.
مديران موسسه جنوا براى اعلام رسمى موضوع، وى را به سويس دعوت نمودند. در استانه چهارده سالگى به نان (استاد بزرگ ) باخت. كمتر كسى ميتوانست چنين چيزى را حدس بزند براى آنكه او ۵ حريف سويسىاش را شكست داده بود و در فينال نيز مرد شماره يك فرانسه (در مسابقات تيمى قهرمانى جهان ۱۹۷۶) را مغلوب كرده بود.پيروزى بر پريسمان برايش يك جايزه ۳۵۰۰ فرانكى معادل ۱۰۰۰ پوند به ارمغان آورد. در بازى قاطعش با وى نشانه هايى از شيوه اوليه كاپابلانكا – نظم و ترتيب ، سرعت، گسترش و تركيباتى كوچك براى تحكيم برترى استراتژيك به چشم مىخورد.
شورت با تاكيد و اهميتى كه به كنترل فضاى صحنه و بازى استراتژيك كلاسيك ميدهد بيش از آنكه به روش لاسكر، تال و كورچنوى –تاكتيكى، پيچيده، روانشناسانه و مقابله جوايانه – عمل كند پيرو شيوه مورفى، كاپابلانكا، فيشر و كارپف است.همچون بسيارى از كلاسيكها علاقمند بازى با 1.e4 و روش روى لوپز و دفاع فرانسوى مىباشد. كاپابلانكا و كارپف بعضى از اوقات از بازى با مهره سياه امتناع كرده ، بازى را مساوى ميكردند و نيروى اصلىاشان را براى بازى با مهره سفيد نگه مي داشتند در حالى كه شورت به هنگام بازى با مهره سياه به روش كورچنوى از واريانت وينا و در دفاع فرانسوى
1. e4 e6
2. d4 d5
3. Nc3 BB4
به عنوان يك سلاح مقابله جويانه استفاده ميكرد.در مسابقات بين المللى ۸۰-۱۹۷۹ هستينگز ،نيگل شورت به اتكاى استعداد برجسته اش درخشش قاطعى از خود نشان داد. چهار استاد بزرگ – از جمله اندرسون سوئدى، برنده قبلى تورنمنت – را شكست داد. مسائله مهم نتيجه اى كه بدست آورد نبود بلكه چگونگى پيروزيهايش بود كه همه كارشناسان را تحت تاثير قرار داد.
ترقى وپيشرفت شورت همچنان تدوام داشت. در سن ۱۸ سالگى عنوان استاد بزرگ را اخذ كرد و در ۲۱ سالگى در رده ده نفر اول جهان محسوب شد.نتايجى كه در مسابقات ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷ بدست آورد مسائله انتخاب وى بعنوان بهترين بازيكن غربى رقيب كارپف و كاسپارف را افزايش داد.
در ۱۹۷۸ قويترين استاد بزرگ تورنمنتهاى ويجك آتورىوريكياويك را شكست داد.مسئولين شطرنج شهر لندن وى را براى شش بازى سريع با كاسپارف مورد حمايت مالى قرار دادند.شورت بهتر از همه ديگر حريفان كاسپارف در مينى مسابقه بازى كرد و با نتيجه ۲-۴ از قهرمان شوروى شكست خورد. درخشش شورت در اوايل ۱۹۷۸ در يك بازى جالب با تيمان به حد اعلى رسيد.
مختصری از الکساندر موروزویچ شطرنج باز معروف
مختصری از الکساندر موروزویچ!
مختصری از الکساندر موروزویچ!

متولد 18 جولای 1977 میلادی است. در فهرست ریتینگ مارس 2010 او با درجه 2715
ارسال شده در مورخه : سه شنبه، 20 دي ماه ، 1390 توسط
reza 